خرید بک لینک
آموزشگاه کافی شاپ
آموزشگاه شیرینی پزی
آموزشگاه آشپزی در تهران
تور دبی
ویزای تایوان
خرید توتون توتون
سبك فرزندپروري
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :irankala
تاريخ: 1398/6/12  ساعت: ۱۵

 

مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك هاي فرزندپروري، جهت گيري ديني و تاب آوري

عنوان: مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك هاي فرزندپروري، جهت گيري ديني و تاب آوري


مشخصات فايل

تعداد صفحات 65
حجم 143 كيلوبايت
فرمت فايل اصلي doc
دسته بندي روان شناسي


توضيحات كامل

عنوان: مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك هاي فرزندپروري، جهت گيري ديني و تاب آوري

 

فرمت فايل: word

تعداد صفحات: 65

 

رابطه بين كودكان و والدين و ساير اعضاي خانواده را مي توان به عنوان نظام يا شبكه اي دانست كه در كنش متقابل با يكديگر هستند. اين نظام بطور مستقيم و غيرمستقيم از طريق سبك ها و روش هاي مختلف فرزندپروري در كودكان تأثير مي گذارد، اكثر روانشناسان همچون بالبي[1] (1969)، فرويد (1964) و مايز و پتيت[2] (1997)، صرف نظر از مكتبي كه به آن معتقدند، كنش هاي متقابل ميان والدين و فرزندان را اساس تحول عاطفي تلقي مي كنند. ايشان سبك هاي فرزندپروري را اينگونه تعريف كرده اند: مجموعه اي از رفتارها كه تعيين كنندۀ ارتباطات متقابل والد- فرزند در موقعيت هاي متفاوت و گسترده اي است و اينگونه فرض مي شود كه موجب ايجاد يك فضاي تعامل گسترده مي گردد».

دارلينگ و استينبرگ[3] (1993) شيوه هاي فرزندپروري را اين گونه تعريف كرده اند: «مجموعه اي از گرايش ها، اعمال و جلوه هاي غيركلامي كه ماهيت تعامل كودك و والدين را در تمامي موقعيت هاي گوناگون مشخص مي كند و در سير حيطۀ اقتدار منطقي، استبدادي و آزادگذار مطرح شده است». تعريفي ديگر از برك لورا[4] (1998) بدين شرح است: «تركيب هايي از رفتارهاي والدين كه در موقعيت هاي گسترده اي روي مي دهد و جو فرزندپروري بادوامي را پديد مي آورند». همچنين پژوهش هاي انجام شده بر پايه و نظريه بوم شناختي براون فنبرنر، نشان دهندۀ آن است كه سبك هاي فرزندپروري، انعكاسي از پايگاه اقتصادي و بافت اجتماعي درون خانوادگي است. در اين ميان متغير اقتصادي و اجتماعي و سطح درآمد خانواده داراي بيشترين تأثير بوده است (به نقل از باير[5]، 2011).

1-1-1- عوامل مؤثر بر سبك هاي فرزندپروري

1-1-1-1- طبقه اجتماعي و پرورشي كودك

با در نظر آوردن تفاوت عظيمي كه در موقعيت هاي زندگي افراد بي بضاعت و افراد مرّفه وجود دارد، جاي تعجب است كه اختلافات بيشتري در مورد ارزش ها و پرورش كودك وجود ندارد. همان تعداد معدودي را كه وجود دارد مي توان بر حسب بعدي از قدرت و خود فرماني در مقابل درماندگي و فرمانبري از اوامر ديگران، در نظر آورد. والدين طبقه پايين بر احترام از اقتدار، تأكيد بيشتري دارند در صورتي كه والدين طبقه متوسط بر رشد و كنجكاوي، كنترل دروني، توانايي به تأخير انداختن خوشي ها و كار به خاطر هدف هاي دور و حساسيت در روابط با ديگران تأكيد مي كنند. تفاوت بين طبقات اجتماعي مختلف از لحاظ فرزندپروري منعكس كننده تجربه اجتماعي والدين است. بزرگسالان طبقۀ كارگر غالباً دستورات را بدون چون و چرا انجام مي دهند؛ رئيس آنان معمولاً در مورد علت قواعد و ضروريات كار به ندرت با آنان حرف مي زند. بنابراين، والدين طبقه پايين كمتر با ساختن و تغيير و اصلاح قوانين در جامعه سرو كار دارند و به همين دليل قواعد و ساخت و قدرت بيش از منطق وجودي آن براي آنان مطرح است. والدين اين طبقه معمولاً فرزندان خود را تحت كنترل دارند، اقتدارگر و مستبد هستند و به ندرت عقايد فرزندان خود را در نظر مي گيرند و براي قواعد و درخواست هاي خود استدلال مي آورند. برعكس، افراد طبقه متوسط كه كارشان ايجاب مي كند خلاقيت بيشتري داشته باشند، رقابت جو باشند و خطر كنند. معمولاً فرزندانشان را در جهت مستقل بودن و خود رهبري تربيت مي كنند. والدين طبقه متوسط و بالاتر، خلاقيت و موقعيت و استقلال فرزندشان برايشان اهميت بيشتري دارد و در ضمن حس كنجكاوي تسلط بر خود را در آنان تقويت مي كنند. از اين رو به طور كلي، دموكرات تر هستند و در رفتار با فرزندان خود پذيراترند. رفتار گرمتري دارند، با آنان استدلال مي كنند و براي مقرراتي كه وضع مي كنند بيشتر استدلال مي آورند.

 

[1] - Bowlby

[2] - Mize & Pettit

[3] - Darling & Steinberg

[4] - Berklaura

[5] -Beyer

 

فهرست مطالب

سبك هاي فرزندپروري

راه هاي انتخاب روش هاي تربيتي

مسئوليت و سلامت رواني والدين

ويژگي هاي كودكان

محيط؛ منابع استرس و حمايت

تعريف سبك هاي فرزندپروري

عوامل مؤثر بر سبك هاي فرزندپروري

طبقه اجتماعي و پرورشي كودك

كنش هاي متقابل بين والدين و كودك و ترتيب تولد

شخصيت و نگرش ها و رفتار والدين

تكنيك هاي والدين جهت اعمال كنترل

تكنيك قدرتي- اثباتي

تكنيك امري- كاربردي

تكنيك القايي خودگرا

 تكنيك هاي القايي

محروم سازي از عشق

اندرز

حفظ رابطه

سنخ شناسي فرزندپروري

روابط والدين- فرزندان در ادوار مختلف

روابط والدين- فرزندان در جامعه پيش صنعتي (جامعه سنتي)

روابط والدين- فرزندان در قرن نوزدهم (خانواده هاي بورژوآ)

روابط والدين- فرزندان در زمان ايران باستان (پيش از اسلام)

تغيير در الگوي تربيت فرزندان در ايران

انواع تيپ هاي خانواده

خانواده متزلزل

خانواده متعادل

خانوادۀ متكامل

سبك هاي فرزندپروري

سبك هاي فرزندپروري راتر

الگوي فرزندپروري شيفر

الگوي زيگلمن

سبك هاي فرزندپروري بامريند

مقايسه بين 3 سبك فرزندپروري بامريند

مؤلفه هاي سبك هاي فرزندپروري

باورهاي مذهبي

دينداري

نگرش هاي (باورهاي) مذهبي

كاركردهاي دين و ضرورت وجوه دين

كاركرد دين و اعتقادات مذهبي به عنوان يك نياز فطري

الگوهاي دينداري

الگوي دينداري گلاك و استاك

الگوي دينداري لنسكي

نظريه هاي مربوط به دينداري

نظريه دوركيم

رويكرد اسميت در مورد دين

نظريه دگرگوني ارزشي اينگلهارت

تعاريفي از تاب آوري

تاريخچه تاب آوري

سير تاريخي و فرايند تحولي مفهوم تاب آوري

مفهوم تاب آوري و ابعاد آن

مباني نظري تاب آوري

ويژگي‌هاي افراد تاب آور

نظريه‌هاي تاب آوري

نظريه گارمزي

نظريهي بلاك

نظريهي ورنر و اسميت

نقش فرهنگ در تاب آوري

آيا تاب آوري فرايند است يا برونداد؟

پيشينه پژوهش

منابع


توضيحات بيشتر و دانلود



صدور پيش فاكتور، پرداخت آنلاين و دانلود

:
برچسب‌ها:

نويسنده :irankala
تاريخ: 1398/6/11  ساعت: ۱۴


مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك فرزندپروري و هوش

عنوان: مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك فرزندپروري و هوش


مشخصات فايل

تعداد صفحات 65
حجم 76 كيلوبايت
فرمت فايل اصلي doc
دسته بندي روان شناسي


توضيحات كامل

عنوان: مباني نظري و پيشينه تحقيق سبك فرزندپروري و هوش

 

فرمت فايل: word

تعداد صفحات: 65

 

در بخش زير به عمده ترين ديدگاههاي نظري در مورد تربيت كودك اشاره مي شود:

نظريه بامريند

در پژوهشي اوليه كه از سوي بامريند (1978) انجام شد، مقايسه اي بين روشهاي تربيتي والدين و كودكان با خصوصيات مختلف صورت گرفت. روش كار به اين صورت بود كه براساس مشاهداتي كه در خانه و مهدكودك انجام مي شد، كودكان براساس پنج معيار شايستگي، به ترتيب زير مورد ارزيابي قرار مي گرفتند:

1- خويشتن داري

1- تمايل به برخورداري توام با كنجكاوي و اشتياق در برابر موقعيت هاي جديد و دور از انتظار

3- فعال بودن

4- اتكا به خود

5- توانايي ابراز محبت به همبازي ها


كودكان براساس نمره هايي كه در اين پنج معيار به دست آوردند به سه گروه تقسيم شدند:

الف) گروهي كه در تمام معيارها نمره هاي بالايي داشتند و كودكان شايسته و رشديافته ناميده شدند.
ب)گروهي كه خويشتن دار و متكي به خود بودند ولي از موقعيت هاي جديد بيم داشتند و علاقه چنداني براي آميزش با ساير كودكان از خود نشان نمي دادند.

ج) گروهي نيز شامل كودكاني بودند كه در تمام معيارها نمره هاي پائين داشتند، يعني به كمك ديگران متكي بودند. از موقعيت هاي جديد كناره مي گرفتند و در خويشتنداري نمره هاي پائين داشتند. اين گروه رشدنايافته ترين گروه كودكان بودند كه مورد مشاهده قرار گرفته بودند.

سپس محققين با استفاده از مصاحبه و روشهاي مشاهده، چهار جنبه از رفتار والدين را مورد ارزيابي قرار دادند. اين جنبه ها عبارتند از:

-1 كنترل: ميزاني كه والدين سعي مي كنند در فعاليتهاي كودكان دخالت كنند و وابستگي با پرخاشگري كودكان را مطابق با معيارهاي خود تغيير مي دهند.

-2 توقع رشد يافتگي: فشارهايي كه به كودك وارد مي شود تا عملكرد او با ميزان توانايي وي هماهنگ شود.

-3 وضوح ارتباط بين مادر و كودك: ميزان توانايي مادر در توضيح دلايل به هنگام اطاعت طلبيدن از كودك و ميزان توجه آنها به عقايد و احساسات كودك.

-4 فرزندنوازي (مراقبت): به ميزان محبت و عطوفتي كه نسبت به فرزندانشان از خود نشان مي دهند و لذت بردن از پيشرفت فرزندانشان اشاره دارد. چنين والديني مهربان و پرحرارت هستند و ارتباط خوبي با فرزندانشان برقرار مي كنند. اين افراد در عين حال كه به عقايد فرزندانشان احترام قائل اند، در مورد رفتارهائي كه براي فرزندان خود مناسب مي دانند، پيگيرانه و خالي از ابهام عمل مي كنند.

بدين ترتيب بامريند از طريق مشاهداتي كه در شرايط آزمايشگاهي بدست آورد و اطلاعاتي كه راجع به والدين كودكان از طريق مشاهدات خانگي و مصاحبه هايي كه هم از مادران و هم از پدران تنظيم نمود، سه شيوه رفتار و تربيت والدين را مشخص كرد. (فلچر و جفريس، 1999)

بايد متذكر شويم ،انجمن ملي تحقيق (كيپك و پالمر، 1997) نظريه بامريند را تجديدنظر كرده و مطرح نمود "تركيب گوناگون دو بعد پذيرندگي و توقع داشتن چهار شيوه فرزندپروري را ارائه مي كند كه پژوهش بامريند به سه شيوه آنها متمركز شده است".

والدين مقتدر: والدين مقتدر(اقتدارگرا) به صورت افرادي با صميميت و محبت زياد (اين گونه والدين در زندگي فرزندان خود مشاركت كرده و به نيازهاي آنها پاسخ مي دهند) و كنترل رفتاري (آنها محدوديت هاي واضح و مناسب با سن فرزندان براي رفتارهاي او در نظر مي گيرند) تعريف مي شوند. والدين مقتدر معيارهايي به فرزندان نشان مي دهند كه طبق آنها زندگي كنند. غالبا مي خواهند چيزهايي را از نوجوان خود بياموزند. (فلچر و جفريس، 1999)

باربر (1996) معتقد است خصوصيات اصلي اين شيوه فرزندپروري شامل مشاركت و علاقه زياد والدين به زندگي فرزندان، برقراري ارتباط باز با آنها، داشتن اطمينان به آنها، تشويق و ارتقاي سلامت رواني و كنترل بالاي رفتاري آنهاست شامل آگاهي از اين كه فرزندانشان كجا هستند; با چه كساني مي باشند; و چه كاري انجام مي دهند.

اين والدين از كودكان خود توقع رفتار معقول و سنجيده دارند. آنها توقعات خود را به صراحت بيان كرده و توضيحاتي را ارائه مي دهند تا به كودك براي درك دلايل شان براي تقاضاها كمك كنند. آنها همچنين به گفته هاي كودكان خود گوش مي دهند و گفتگو با آنها را ترويج مي دهند. والدين مقتدر در كنش خود با كودكان دلسوز و صميمي هستند.

 

فهرست مطالب

سبك هاي فرزندپروري

شيوه هاي فرزند پروري در اسلام

تنوع فرهنگي در رابطه با فرزند پروري

تربيت و هوش فرزندان

پرورش هوش كودكان

پيشينه پژوهش

پيشينه تجربي

منابع و مآخذ


توضيحات بيشتر و دانلود



صدور پيش فاكتور، پرداخت آنلاين و دانلود

:
برچسب‌ها:

[ ]